X
تبلیغات
انجمن علمی پرستاری و مامایی تپش

انجمن علمی پرستاری و مامایی تپش
دانشجویان پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد 
لینک دوستان
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

شعر پرستار

دل می تپد از لحظه دیدار پرستار

در سینه مرا هست دلی یار پرستار

هر لحظه شب باز کنم دیده خود را

بینم به برم دیده بیدار پرستار

چون بعد خدا اوست نگه دار مریضان

یارب تو خودت باش نگهدار پرستار

خود سوختن و نور نمودن به بر جمع

چون شمع شب افروز بود کار پرستار

آزرده کند خلق و رسولان خدا را

هر کس که بود در پی آزار پرستار

معیار پرستار چو پرسند بگویم

زینب بود اینجا همه معیار پرستار

مائیم دعا گوی پرستار و خدا نیز

باشد همه جا یار و ممد کار پرستار

«سیمرغ»چنین گفت که بهبودی بیمار

باشد همه از ارزش وآثار پرستار

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ سه شنبه 10 اردیبهشت1392 ] [ 9:18 ] [ محسن طاهری ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

مراقب رسوب گلبول در خون خود باشيد

گويچه‌های قرمز خون
خون مايعي لزج است که بخشي از آن را مايعي به نام پلاسما و بخش ديگر را عناصر جامد معلق در پلاسما تشکيل مي‌دهد. بخش جامد خون شامل اريتروسيتها (گلبولهاي قرمز خون) ، لوکوسيتها يا گلبولهاي سفيد و پلاکتها است. گلبولهاي قرمز يا اريتروسيتها سلولهايي هستند که در انسانها و جانوران خونگرم داراي پروتوپلاسم هموژن اما بدون هسته هستند. غشاي آنها از مجموعه‌اي از ليپو پروتئينها تشکيل يافته که به مواد کلوئيدي و يون پتاسيم يا يون سديم غير قابل نفوذ است اما به يون کلر و بي‌کربنات نفوذ پذير است. ترکيب مواد معدني اريتروسيتها و پلاسما مشابه هم نيستند.مقدار پتاسيم گلبولهاي قرمز انسان بيشتر از سديم مي‌باشد در حالي که نسبت اين نمکها در پلاسما برعکس است هموگلوبين۹۰درصد ماده خشک گلبولهاي قرمز را تشکيل مي‌دهد. در حالي که پروتئينها ، ليپيدها و گلوکز و نمکهاي معدني دو درصد بقيه را بوجود مي‌آورند. تعيين تعداد اريتروسيتها در خون اهميت زيادي در فيزيولوژي و کلينيک دارد. در حدود ۵.۵ ميليون گلبول قرمز در ميليمتر مکعب خون يک مرد سالم و ۴.۵ ميليون گلبول در ميليمتر مکعب خون در يک زن سالم وجود دارد.
مشخصات گلبولهای قرمز
قطر گلبولهاي قرمز بين ۷.۵ - ۷.۲ ميکرون و حجم متوسط هر يک از آنها ۹۰ - ۸۸ ميکرون مکعب است. ضخامت آنها در ضخيم‌ترين قسمت ۲ ميکرون و در وسط يک ميکرون است. از روي اندازه هر اريتروسيت و تعداد کل آنها با مساحت کلي گلبولهاي قرمز را در بدن مي‌توان محاسبه نمود. چون جذب و آزاد شدن اکسيژن يعني تبادلات آن در اين سطح صورت مي‌گيرد از اين نظر اين رقم واجد اهميت است. زيرا تبادل اکسيژن عمل اصلي فيزيولوژيک گلبولهاي قرمز است.
مجموع کل مساحت گلبولهاي قرمز در خون انسان بطور متوسط ۳۵۰۰ - ۳۰۰۰ متر مربع است که اين مقدار ۱۵۰۰ برابر سطح بدن مي‌باشد. شکل خاص گلبول قرمز به وسيع بودن اين سطح کمک مي‌کند. گلبولهاي قرمز انسان پهن و در مرکز مقعرالطرفين هستند با اين شکل هيچ نقطه‌اي از سلول بيشتر از ۸۵ درصد ميکرون از سطح آن فاصله ندارد در صورتي که يک شکل کروي ۲.۵ ميکرون از سطح فاصله دارد و کل سطح ۲۰ درصد کمتر مي‌شود. اين نسبت واقعي بين سطح و حجم اجزاي گلبولهاي قرمز عمل انتقال اکسيژن را از اندامهاي تنفسي به سلولها آسانتر مي‌سازد.

هموگلوبين
هموگلوبين نقش مهمي در حمل و نقل گازهاي خون بويژه اکسيژن در موجود زنده را به عهده دارد اين ماده يک مولکول پيچيده شيميايي (با وزن مولکولي ۶۸۰۰۰ دالتون) است که از يک بخش پروتئيني به نام گلوبين و چهار مولکول غير پروتئيني به نام هم درست شده است. مولکول هم از يک اتم آهن که مي‌تواند با اکسيژن ترکيب شده و يا آن را از دست بدهد تشکيل يافته است. ظرفيت آهن  بعد از ترکيب با اکسيژن تغيير نمي‌کند و همچنان دو ظرفيتي باقي مي‌ماند. اگر هموگلوبين با محلول اسيد کلريدريک مخلوط شود هم از گلوبين جدا مي‌شود و به همين (C34H32N4O4FeCl) کريستالهايي با شکل مشخص دارد تبديل مي‌شود و در پزشکي قانوني ازهمين آزمايش براي اثبات وجود خون استفاده مي‌شود.
مولکول هم از چهار حلقه پيرولي (دو باز و دو اسيد) تشکيل شده است اتم آهن دو ظرفیتی به بخش پروتئين يا گلوبين مي‌چسبد. هنگامي که هم آهن خود را از دست مي‌دهد و فقط ساختمان پيرولي باقي مي‌ماند هماتو پورفيرين يا پروتو پورفيرين ناميده مي‌شود. اين ماده در يک نوع خاص از مسموميت يا اختلال متابوليکي به مقدار زياد در بدن موجود زنده تشکيل مي‌شود هماتو پورفيرين از ادرار دفع مي‌گردد. هم بخش فعال يا گروه پروستيک هموگلوبين است در حالي که گلوبين يک پروتئين ناقل هم است.

توليد گلبولهاي قرمز
عمر متوسط گلبولهاي قرمز خون ۱۲۰ روز است براي اين که ميزان گلبولهاي قرمز در خون ثابت بماند بايد در هر ثانيه حدود يک ميليون گلبول قرمز در مغز استخوان ساخته شود. گلبولهاي قرمز در دوره جنيني در کبد و طحال و گره‌هاي لنفاوي ساخته مي‌شوند. اما در ماههاي آخر دوره جنيني و پس از تولد تنها در مغز استخوان بوجود مي‌آيند. در سالهاي اول پس از تولد همه استخوانها گلبول قرمز مي‌سازند ولي از حدود پنج سالگي به بعد توليد گلبول قرمز در استخوانهاي دراز کاهش مي‌يابد و سپس متوقف مي‌شود و از آن به بعد بيشتر گلبولهاي قرمز در مغز استخوانهاي ستون مهره‌ها ، سر ، سينه و لگن توليد مي‌شوند.
در مغز استخوان بافت زاينده‌اي وجود دارد که با چند تقسيم سلولي گلبولهاي قرمز را مي‌سازد سلولهاي زاينده در ضمن اين تغييرات هسته خود را از دست مي‌دهند و مقدار زيادي هموگلوبين در سيتوپلاسم خود مي‌سازند. فعاليت ماهيچه‌اي ، صعود به ارتفاعات و گرم شدن هوا ، توليد گلبولهاي قرمز را افزايش مي‌دهند. سلولهاي مولد گلبولهاي قرمز در مغز استخوان نسبت به عواملي مانند اشعه‌هاي زيان آور مانند اشعه ايکس بسيار حساسند. و نخستين بخش بدن در مقابل اشعه ايکس که از کار مي‌افتد همين بافت مغز استخوان است.کمبود ويتامين
B12 ، آهن ، نيز باعث کاهش توليد گلبولهاي قرمز مي‌شود.

سرعت رسوب گلبولهاي قرمز
اگر به خون ماده ضد انعقاد اضافه شود و در ظرفي بي‌حرکت باقي بماند گلبولهاي قرمز آن پس از مدتي رسوب خواهند کرد. سرعت رسوب با روشهاي خاصي اندازه‌گيري مي‌شود که بر حسب ميليمتر در ساعت اندازه‌گيري مي‌شود و اين سرعت در مردان ، زنان ، اطفال و زنان حامله متفاوت است. بدين ترتيب اندازه‌گيري آن ارزش تشخيصي دارد سرعت رسوب گلبولهاي قرمز ، چسبيدن آنها به يکديگر به شکل منظم است. در اندازه‌گيري آن عواملي چون تغيير محتوي پروتئينهاي خون ، تغيير گلوبولين و غيره بر سرعت رسوب آنها اثر مي‌گذارد.
سرعت رسوب گلبول‏هاي قرمز خون يا سريمانتاسيون، نسبت مستقيم با مقدارفيبرينوژن و تا حدي گلبولين‏هاي آلفا دو، بتا و گاما دارد. اين پرووتئين‏هاي غير قرينه بيش از هر پروتئين ديگري مي‏توانند بارهاي منفي گلبول‏هاي قرمز كاهش داده (پتانسيل زتا) و سرعت رسوب گلبول‏هاي قرمز را افزايش دهند. برعكس آلبومين و لستين سرعت رسوب گلبول‏ها را كاهش مي‏دهند. سرعت رسوب گلبول‏هاي قرمز خون نوزادان و خون بند ناف بسيار كند و به ندرت بيش از  2ميلي متر در ساعت مي‏رسد. در كودكان و سنين نوجواني نيز مقدار سريمانتاسيون كمتر از بالغين و افراد سنين متوسط، كمتر از افراد مسن و مردان كمتر از زنان مي‏باشد.
حداكثر مقدار طبيعي سرعت رسوب گلبول‏هاي قرمز با روش وسترگرين در مردان كمتر از  ۵۰سال ۱۵
mm/hو زنان كمتر از۵۰ سال، ۳۰mm/h و مردان بالاي ۵۰ سال ۲۰mm/h، زنان بالاي۵۰سال ۳۰mm/h و مردان بالاي۸۵ سال ۲۰mm/hو زنان بالاي ۸۵ سال ۴۲mm/h مي باشد. مرداني كه وازكتومي شده‏اند، مقدار سديمانتاسيون آنها افزايش مي‏يابد ولي اگر هورمون تستوسترون مصرف نمايند، مقدار آن طبيعي خواهد شد. حدود  ۱۰درصد كودكان به ظاهر سالم داراي سديمانتاسيون بالاتر از  ۲۰ ميلي متر در ساعت مي‏باشند ولي به طور طبيعي، حداكثر آن  ۱۰ ميلي متر در ساعت مي‏باشد.

آنالايزرهای رسوب گلبول قرمز(ESR)
اندازه‌گيري ميزان رسوب گلبو‌ل‌هاي قرمز (ESR) به عنوان يك تست غربالگري داراي جايگاه خاصي در بين آزمايش‌هاي بالينی بوده و به عنوان يك پيش آگهي در تشخيص و درمان بيماري‌ها كاربرد وسيعی دارد.

عنوان آزمايش:erythrocyte sedimentation rate
هدف: سنجش ميزان رسوب گلبولی

وسايل مورد نياز:
 پيپت westergren – پايه   - cc ۶/۱ خون - cc ۴سيترات سديم ۸/۳%  - وسايل خون گيری

روش کار:
cc ۶/۱خون گرفته و با ماده ضد انعقاد مخلوط ميکنيم و توسط پيپت westergren تا صفر ميکشيم و به مدت ۱ ساعت در پايه ميگذاريم و در نهايت ميزان رسوب را می خوانيم.


موضوعات مرتبط: معرفی بیماری ها
[ سه شنبه 10 اردیبهشت1392 ] [ 9:17 ] [ محسن طاهری ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

شخصیت دوست شما چیه؟

 



سبز : دوستي که رنگش سبز هست ، اوني که همه چيز رو از دريچه مثبت نگاه ميکنه و خوبي هاتو مي بينه ، و هميشه بهت اميد ميده

آبي : دوستي که رنگش آبي هست ، رنگ دريا و آسمون ، اوني هست که واسمون صلح و آرامش مي ياره

زرد : دوستي که رنگش زرد هست ، رنگ خورشيد ، اوني هست که باعث شادي ما ميشه ، و وقتي که ما ناراحتيم مارو مي خندونه

قرمز : دوستي که رنگش قرمز هست ، اونيه که قوانين و مقررات زندگي رو به ياد ما مياره و با جملات گرم و پر از محبت اين اميد رو ميده که واسه عوض شدن فرصت هست

نارنجي : حالا!!!دوستي که رنگش نارنجي هست ، رو ح ما را سرشار از انرژي مثبت ميکنه ، با چي؟؟ با ويتامين عشق و محبت که باعث بالندگي ما ميشه

خاكستري : دوستي که رنگش خاکستري هست؟؟؟؟ اگه گفتين؟؟ هموني هست که به ما معني سکوت رو ياد ميده ، با عکس العملها و تفکر و درون نگري باعث ميشنه که خود و بقيه رو بهتر بشناسيم.

بنفش : دوستي که رنگش بنفش هست ، رنگ آدماي خاص ، شريف و درستکار ، کمک ميکنه تا حقايق رو به درستي و از صميم قلب درک کنيم.

قهوه اي : دوستي که رنگش قهوه اي هست ، ميتونه کمک کنه به ما که يه کمي واقع بين باشيم و خيلي تو رويا و آسمون سير نکنيم و فکراي غلط رو به دور بياندازيم و به وقايع روزمره و ساده زندگي با ديد منطقي نگاه کنيم.

سفيد : دوستي که رنگش سفيده ، کسي هست که کمک ميکنه واقعيت هاي پشت پرده و حکمت هارو از لابلاي تجربيات و اتفاقاتي که واسمون مي افته بهتر درک کنيم

 

[ سه شنبه 10 اردیبهشت1392 ] [ 9:17 ] [ محسن طاهری ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

تقديم به پرستاران"

-   واژه ی ساده و زیبایی پرستار چه معنا دارد؟

پ:به پروانه پر سوخته از آتش عشق.

پ: به پیمان به خون بسته میان تو و من.

پ: به پرواز وفایی تو به تنهایی شب.

-  واژه ی ساده و زیبایی پرستار چه معنا دارد؟

ر:به روئیدن مهر از دل تو

ر: به رفتن زپی خدمت خلق

ر: به راهی که تقدس در اوست.

    آری، آری،

- واژه ساده و زیبا پرستار چه معنا دارد؟

س:به سودای تو در عرصه ی عشق

س:به این سادگی نام تو، پرستاری تو

س:به آغاز سفر، سفری جانب تیمار دل خسته ی خلق

-  آری، این واژه زیبای پرستار پر از معنا نیست؟

ت:به تفریح تو در خدمت بی منت خلق

ت:به تاریخ درخشان تو در عرصه ی جنگ

ت:به تصویر پرستار به یک شاخه گل

-  آری، این واژه جانبخش پرستار، پر از زیبایی است.

آ:به آرامش جانها زتسلی شما

آ:به آزادی و ایمان و به ایثار شما

آ: به آیات خدایی که تو از آنهایی

- آری این واژه ی زیبایی پرستار چه معنا دارد؟

ر:به رخشندگی چهره رخشان شما

ر:به رفتار نکوی تو به من

ر:به راهی که تقدس در اوست.

آری، این معنی اندک نبود لایق سيمای شفابخش پرستار

من به توصیف پرستار به این واژه ی کم دلگیرم

بیش از این، از تو پرستار سخن باید گفت

لیک، من نتوانم، نتوانم، نتوانم


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ سه شنبه 10 اردیبهشت1392 ] [ 9:16 ] [ محسن طاهری ]

سادیسم چیست ؟  ساديسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن ديگران به صورت جسمي، رواني و جنسي، طوري که اين آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود. ويژگي ‌هاي شخصيتي فرد ساديسمي را توضيح دهيد؟ اين افراد از تحقير و تمسخر و آزار روحي يا جسمي و جنسي افراد به خصوص در حضور ديگران لذت زيادي مي‌ برند و گاهي رفتارهاي پرخاشگرانه يا جنايتکارانه از خود بروز مي ‌دهند. ميزان شيوع اين اختلال چه قدر است؟ در ابتدا بايد عرض کنم اين ويژگي شخصيتي تا چند سال قبل، يعني تا زمان طبقه‌ بندي موسوم به "اي‌.‌اس‌.‌ام سه" به عنوان اختلال شناخته مي شد، ولي از زمان انتشار طبقه ‌بندي "اي‌.‌اس‌.‌ام چهار" از آن به عنوان يک ويژگي شخصيتي نام برده مي ‌شود و با وجود نادر بودن آن متاسفانه در زندگي روزمره به افرادي برخورد مي‌ کنيم که معيارهايي از اين ويژگي را دارند. ·       مي‌ توانيد مثال‌هايي را در اين مورد بيان کنيد؟ در روابط روزمره در اجتماع به خصوص اداره‌ ها، ميهماني‌ ها و حتي مجامع علمي به افرادي برخورد مي ‌کنيم که از تحقير، تمسخر و کنايه زدن ديگران لذت مي ‌برند ، مثلا شوهري که در حضور ميهمانان همسر خود را شماتت و تحقير مي ‌کند، يا پدري که فرزندش را در جمع سرزنش مي کند، يا رئيسي که از آزار روحي کارمندان زيردست خود لذت مي‌ برد و يا معلمي که عادت به ناچيز شمردن و تحقير شديد دانش‌آموزان خود دارد. آيا صرف تحقير ديگران ساديسم است؟ خير، همان‌گونه که در تعريف ساديسم ذکر شد، اين عمل(آزار جسمي، رواني و جنسي ديگران) بايد موجب ارضاي روحي و لذت و آرامش خود فرد شود. اين افراد در روابط زناشويي، همسر خود را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار داده و احساس لذت مي ‌کنند. چه عواملي موجب پيدايش اين ويژگي در شخصيت انساني مي‌ شود؟ هنوز علت کاملا مشخصي براي ديگرآزاري مشخص نشده است و اطلاعات کمي در مورد زمينه‌هاي ژنتيکي يا خانوادگي افراد مبتلا وجود دارد. اين مشکل از چه سني شروع مي ‌شود؟ در دوران نوجواني و اوايل بزرگسالي خود را نشان مي ‌دهد و هيچ ‌گونه ارتباطي با سوء مصرف داروها، بيماري‌ هاي جسمي يا ضربه مغزي قبلي ندارد. چه تفاوتي بين ساديسم و اختلال شخصيت ضد اجتماعي وجود دارد؟ در اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فرد آزاررسان، به دليل لذت بردن ديگران را آزار نمي ‌دهد، ولي فرد مبتلا به ساديسم از آزار دادن و صدمه زدن به ديگران، احساس لذت مي ‌کند. اين اختلال قابل درمان است يا خير؟ روان‌ درماني تحليلي و رفتاردرماني تا حدودي موثر هستند. ملاک‌ هاي شخصيتي از قبيل مکانيسم ‌هاي کپي ‌برداري، باورها و ويژگي ‌هاي رفتاري مدت زمان طولاني براي تثبيت شدن نياز دارند و به کندي تغيير مي ‌کنند. رفتارهايي از قبيل بي‌ توجهي، گوشه‌ گيري و پايين بودن اعتماد به نفس در ايشان با چند ماه درمان، قابل تغيير هستند. شرکت در گروه‌ هاي خود ياري و همچنين خانواده درماني نيز مي‌ توانند موجب تغيير در رفتارهاي فرد شوند. کاهش استرس‌ هاي محيطي مي ‌تواند موجب کاهش اضطراب يا افسردگي در مبتلايان شود؟ داروها اثر محدودي دارند و در عين حال که مي ‌توانند سوء مصرف شوند و يا در اقدام به خود کشي استفاده شوند، اضطراب و افسردگي ايجاد شده را درمان مي‌ کنند. اين اختلال چه عوارضي را به دنبال خواهد داشت؟ همانند ساير اختلالات روان‌ پزشکي، به مرور موجب کاهش عملکرد شغلي و اجتماعي فرد مي ‌شود. نزديکان و يا همکاران وي، از او کناره ‌گيري مي‌ کنند و در مواردي که آزارهاي جنسي يا جسمي شديد باشد، مشکلات قانوني نيز پيدا خواهند کرد                                                                    
موضوعات مرتبط: معرفی بیماری ها
[ سه شنبه 10 اردیبهشت1392 ] [ 9:5 ] [ محسن طاهری ]

روشهای صحیح مطالعه

در هنگام تست زدن به سه اصل مهم دقت کنید : زمان، سرعت و دقت

دانشجویانی که در آزمونهای مختلف شرکت می کنند همیشه از عدم هماهنگی در مدت زمان آزمون و تعداد سوالات شکایت دارند بعضی افراد مدت زیادی را صرف یک تست می نمایند و در انتهای زمان آزمون هنوز تعدادی از سوالات را نخوانده اند.

گروهی نیز به خاطر ترس از کمبود وقت خیلی از سوالات را سطحی خوانده و سریع جواب می دهند و نه تنها نمره مثبت نمی گیرند بلکه به دلیل نمره منفی بسیاری از آزمونها دچار ضرر می شوند و جالب است که این افراد معمولا در انتها وقت اضافه نیز می آورند مطلب زیر به بررسی این موضوع پرداخته است :

نکاتی که در تست زدن اهمیت دارد و لازم است در آزمون تستی رعایت شود را در زیر می آوریم.
۱- بررسی اجمالی
سؤال ها را به طور اجمالی بررسی کنید . راهنمایی ها را به دقت بخوانید و متوجه تعداد ونوع سؤال ها باشید و وقت خود را بر طبق ارزش سؤال زمان بندی کنید.
۲- زمان
زمان یکی از عواملی است که قبل از تست زدن و پاسخگویی به آزمون های تستی باید مدنظر باشد . سعی کنید وقت خود را با توجه به ارزش سؤال زمان بندی کنید بسیار مهم است مدت زمانی که برای پاسخگویی هر سؤال در نظر می گیریم با مدت زمانی که برای پاسخگویی آن سؤال تعیین شده هماهنگ باشد.

خوب است برای ایجاد این هماهنگی در منزل شرایطی شبیه به آزمون سراسری به وجود بیاورید و ساعتی که زمان آن قابل تنظیم است را در نظربگیرید و به تعدادی سؤال با زمانی مشخص پاسخ دهید.
۳- سرعت عمل
سرعت عمل عامل دیگر است که در آزمون های تستی اهمیت دارد . معمولاً کسانی که تمرکز بیشتر دارند و مطالب را خوب خوانده باشند در پاسخگویی حضور ذهن دارند و با سرعت عمل بیشتری پیش می روند . برای این که در تست زدن سرعت عمل داشته باشید ، تمرین کنید.

۴- دقت
عامل مهم دیگر در تست زدن دقت است در پاسخ به سؤال های چهارگزینه ای باید دقت کنیم خانه را اشتباه پر نکنیم و علاوه بر آن سؤال و جواب ها را با دقت بخوانیم . نکات ریزی در سؤال های چهار جوابی هست که ممکن است خواننده را دچاراشتباه کند که در زیر به آن ها اشاره می کنیم.
_
سؤال هایی که آخر آن ها با کلمه ی ” می شود ” و ” نمی شود ” ختم می شود ممکن است داوطلبی که دقیق سؤال را نمی خواند این کلمات را اشتباه ببیند و درنتیجه گزینه را اشتباه انتخاب کند.
-  نکته دیگر این است که درآزمون های چهار گزینه ای معمولاً چهار گزینه شباهت زیادی به هم دارند و ممکن است داوطلب با خواندن اولین گزینه آن را صحیح بداند و ازخواندن سه گزینه دیگر خودداری کند. توجه داشته باشید که چهار گزینه را حتماً بخوانید و با مقایسه آن ها صحیح ترین را انتخاب کنید.
-  در سؤال های جور کردنی به تدریج که موارد را با هم جور می کنید آن ها را حذف کنید. در این صورت پاسخ ها کمتر خواهد شد و احتمال کاربرد مجدد آن ها کاهش خواهد یافت.
-  در موقع حدس زدن معمولاً اولین حدس شما درست است بنابراین زیاد وسواس به خرج ندهید تا جواب را عوض کنید مگر در مواقعی که مطمئن هستید.
- پاسخ هایی که می دانید غلط است را کنار بگذارید و بدین طریق تعداد پاسخ ها را محدود کنید تا احتمال پیدا کردن پاسخ صحیح را بیشتر کنید.
- سؤال های آسان را زودتر جواب دهید . اگر احساس می کنید سؤالی پیچیده است ، وقت خودتان را زیاد روی آن سؤال تلف نکنید ، کنار آن علامت بگذارید تا بعداً به آن پاسخ دهید.
- همه سئوال ها را جواب ندهید سئوال هایی که تصادفی پاسخ داده می شود شانس موفقیت فرد را کمتر می کند چون هر پاسخ منفی ، نمره منفی در پی دارد. بنابراین تا جایی که امکان دارد از پاسخ های تصادفی پرهیز کنید . در نهایت پاسخ ها را مرور کنید اما سعی در عوض کردن پاسخ ها را نداشته باشید.
- سئوال هایی که احساس می کنید اشتباه پاسخ داده اید، یک بار دیگر بررسی کنید به عقب برگردید و دوباره با دقت بیشتری مطالب مربوط به آن را بخوانید تا اشکال برطرف شود.

چگونه انگیزه خود را برای مطالعه افزایش دهیم

دانستن قوانین

شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند.
قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.

قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟

یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

زبان گردانی

وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. “زبان گردانی”، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:

زبان گردانی” یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان

با کتاب شوخی کنید

وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.

در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه ۱۸ سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.

با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).

هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.

با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.

توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر

برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.

همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.

اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.

همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.

مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.

اشتباه در برنامه ریزی

همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که “چند صفحه مانده” فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.

تعیین هدف

یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن “هدف من یادگیری این فصل است.” یا “هدفم این است که نمره خوبی بگیرم.” و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .

همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.

شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.

هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

[ دوشنبه 2 اردیبهشت1392 ] [ 18:48 ] [ محسن طاهری ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

مصاحبه باآقای "بیژن پاکزاد": موفق‌ترین فروشنده ایرانی

آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده‌اید که انسان‌های فوق‌العاده پولدار، برای خرید لباس، عطر و لوازم آرایشی به کدام مغازه می‌روند؟ منظورمان افرادی مانند "ملکه انگلیس" یا "سلطان برونئی" ‌یا "پرنس چارلز" و "بیل‌گیتس" و امثالهم است ! به هر حال شاید تعداد پولدارهای روی زمین بسیار کمتر از انسان‌های عادی و متوسط باشد اما درمقابل، قدرت خرید و توان پول خرج کردن این افراد را هم نمی‌توان نادیده گرفت و اگر کسی بتواند نظر این مشتریان را به سوی خود جلب کند و سفارشات آنها را بگیرد، مسلماً ثروت کلانی را به دست خواهد آورد. ثروتی که می‌تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.
بیژن پاکزاد، یکی از این عرضه‌کنندگان گران‌ترین اقلام و سفارشات، برای پول‌دارترین ساکنین روی زمین است. او در یک خانواده فوق‌العاده پولدار در تهران متولد شد. جهت تحصیل به مدرسه پولدارهای سوئیس، یعنی "
Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده‌های بزرگ مانند "پرنس ریتر" همکلاس شد. درحقیقت تعداد زیادی از مشتریانش را بیژن در همان مدرسه سوئیسی شناسایی و شکار کرد. او همانجا دریافت که سلیقه‌ی آدم‌های پولدار چگونه است و به چه شکلی می‌توان نظر آنها را برای خرید و سفارش اجناس به سوی خود جلب کرد. "بیژن پاکزاد"‌ اکنون درآمد سالانه‌اش از فروش عطرها و ادکلن‌های "DNA " بیش از ٣٠٠ میلیون دلار در سال است و صاحب یکی از با شکوه‌ترین و گران‌قیمت‌ترین فروشگاههای نیویورک است که درب این فروشگاه، فقط به روی مشتریان خاص و به سفارش آنها باز می‌شود. بیژن دارای یک هواپیمای جت خصوصی نیز هست. آن دسته از مشتریانی که نمی‌توانند به فروشگاه او بیایند، او شخصاً به نزد ایشان میرود و برای آنها مدل لباس، تی شرت، عطر و.... طراحی می‌کند. او یک پول‌آفرین واقعی است و خیلی از پولدارها و توانگرهای دنیا به داشتن نام او روی عطر خود یا لباس‌های خویش افتخار می‌کنند. اجازه دهید تا با بیژن مصاحبه‌ای داشته باشیم :
راز نیرومندی و جوان ماندن من در این است که هر روز چیز تازه‌ای یاد می‌گیرم.
بیژن چه اتفاقی افتاد که تو یکباره تبدیل به یک اسطوره در جهان مد و هنر شدی ؟
بیژن: راستش را بخواهید از همان کودکی احساس می‌کردم فرد مشهوری می‌شوم. پدرم می‌خواست من دکتر یا وکیل شوم. رشته تحصیلی‌ام مهندسی بود که هیچ علاقه‌ای بدان نداشتم، همه شوق من به جانب طراحی بود و با علاقه وصف‌ناپذیری بدان می‌پرداختم. از سوئیس به آمریکا رفتم و در آنجا در رشته بازاریابی به تحصیل پرداختم و همانجا این فکر در من قوت گرفت که مد اروپا را به آمریکا بکشانم.
چگونه موفق شدی اعتماد این همه آدم‌های متفاوت را بسوی خود جلب کنی ؟ بیژن : با اهمیت دادن به تک‌تک مشتریانم. هدف من همیشه شناختن مشتری و توقعات اوبوده است. حتی امروز نیز با اینکه تعداد مشتریان بسیار زیاد شده است، من تک‌تک آنها را می‌شناسم. به عنوان مثال لباس یک ستاره سینما باید با یک قاضی دادگاه متفاوت باشد، وقتی لباس را برای فردی طراحی می‌کنم، باید بدانم که او در آن لباس چه خواهد کرد. در مورد من جوکی ساخته‌اند با این مضمون "افراد مانند وودی آلن داخل فروشگاه می‌شوند و مانند کری گرانت خارج می‌شوند".
درچه سالی اولین نمایشگاه مد را برگزار کردی ؟
بیژن :‌ در سال ١٩٧٦ با کمک مالی یکی از هموطنانم نمایشگاهی مجلل ترتیب دادم. نمایشگاه دارای میزهایی از سنگ مرمر کمیاب و لوسترهایی گران قیمت بود و افرادی مانند "خوان کارلوس" پادشاه اسپانیا، شاه اردن و سلطان بروئنی را به خود جلب نمود.
اولین برخورد کارگزاران تو پس از ورود مشتری چگونه است؟
بیژن : من از آنها خواسته‌ام قبل از هر پرسشی ابتدا از او پذیرایی بعمل آورند و سپس با او گفت وگو داشته باشند. از علایق وسوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمایند و از این طریق بتوانند نوع لباس مورد علاقه‌اش را طراحی کنند، مثلاً هنگامی که "رونالد ریگان" رییس جمهور سابق آمریکا از من لباس گرم خواست، پارچه جین را با آستری از پوست مینک برایش طراحی کردم. البته گاهی هم اگر افراد قادر به حضور در فروشگاه نباشند، من به همراه خیاطان خود به نزد آنان میروم. پارچه‌هایت را از کجا تامین می‌کنی؟
بیژن : از تولیدکننده‌های معتبر که قبلا آزمایش شده‌اند. من ابتدا قبل از سفارش، لباسی از پارچه مورد نظر را می‌پوشم تا کیفیت آن را بررسی کنم و اگر مقبول افتاد، تا سه برابر هزینه اصلی را به تولید کننده پرداخت می‌کنم تا حقوق انحصاری آن کالا را تضمین نماید. این یکی از مشخصه‌های کار من است و دلیل آنهم اهمیتی است که به کیفیت کالای خود می‌نهم. شاید در نظر برخی، این کارها زیاده‌روی جلوه کند.
در مورد عطریات چه توفیقی به دست آورده‌اید؟
بیژن: سال‌های زیادی طول کشید تا من عطری را درست کنم که متفاوت باشد، حتی طرح شیشه آن ٨٠٠ بار پیش‌نویسی شد تا اینکه مورد قبول من واقع شد. من عطر زنانه نمی خواستم، مخصوصاً که لباس‌های من همگی مردانه هستند. از همین رو با زنان بسیاری مصاحبه کردم تا بدانم چه بویی را برای مرد می‌پسندند و نهایتاً موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بیژن را تولید کنم که جایزه اسکار نیویورک را برای بهترین عطر دریافت کرد. البته بعدها عطر زنانه هم تولید کردم و به پاس قدردانی از زنانی که همواره حامی من بوده‌اند، به ایشان تقدیم نمودم. ‌ در یک جمله بگو برای پول کار می‌کنی یا عشق ؟ البته عشق به کار; من از اینکه تولیداتی منحصر به فرد دارم لذت می‌برم. من به کارکردن هفت روز هفته نیاز ندارم، اما این کار را انجام می‌دهم چون به کارم عشق می‌ورزم.
بیژن ! تو برای آدمهای معمولی، محصول تولید نمی‌کنی؟ خریداران تو قشر خاصی از جامعه هستند که شاید تعداد آنها در کل دنیا به بیست و پنج هزار نفر هم نرسد. چرا این طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتریان اصلی خود انتخاب کرده‌ای ؟
این مساله چندان هم درست نیست. هر چند عطرهای بیژن یا لباس‌های بیژن گران قیمت‌اند، اما خیلی از انسانهای معمولی هم می‌توانند آن را در مغازه‌های معتبر کشورشان خریداری کنند. من برای پولدارترین‌های روی زمین حساب جداگانه‌ای باز کرده‌ام، اما این دلیل نمی‌شود کسانی را که خیلی پولدار نیستند درنظر نگیرم. بسیاری از بازدیدکنندگان فروشگاههای زنجیره‌ای بیژن، در نیویورک و در دنیا از طبقه عادی و نسبتاً مرفه جامعه هستند.
موفقیت فوق‌العاده کنونی خود را نتیجه چه میدانی ؟
بیژن :‌ نتیجه مطالعه، تأمل و شکار فرصت‌های طلایی، تخصص و علاقه‌ی من در علم شیمی است و در سال ١٩٨١ موفق شدم جایزه "
lg Nobel" را به خاطر عرضه عطرها و ادکلن‌های "DNA " به نام خودم بگیرم. من با عرضه این عطرها و ادکلن‌های جادویی، ابتدا برای مردان و بعد برای زنان توانستم معنای عطر واقعی را به مردم بشناسانم و از این راه به ثروتی رویایی دست یابم. درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهای بیژن در سطح جهان، قریب ٣٠٠ میلیون دلار است، حال آنکه در آمد حاصل از طراحی لباس، یک دهم آن یعنی سی میلیون دلار در سال است. من به این اصل معتقدم که اگر قرار باشد " کائنات"، ایده‌ای را به ذهن و دل یک انسان الهام کند، به سراغ انسانی می‌رود که آمادگی علمی و ذهنی پذیرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصیلی به دنبال عرضه محصولی به رقیب و گران قیمت می‌گشتم و عطرها و ادکلن های " DNA " همان چیزی است که سال‌های جوانی‌ام را در جست وجوی آن سپری ساختم. در حال حاضر موسسه بزرگ تولید عطرهای بیژن را به نام سه فرزندم نموده‌ام تا آنها از همین الان که زنده‌ام، مدیریت و راهبری بزرگترین و ثروتمندترین شرکت عطر سازی دنیا را بیاموزند. میگویند فروشگاهی قصرمانند داری که آن را برای پولدارترین ساکنین روی زمین آماده نموده‌ای تا برای ساعتی در سکوت و آرامش هز چه را می‌خواهند از آن جا بخرند. چه شد که به فکر ساختن این فروشگاه قصر مانند افتادی ؟
بیژن : شم اقتصادی! من یک تاجرزاده‌ام و در خانواده‌ای بزرگ شدم که فرهنگ پول سازی و پول‌آفرینی در آن غالب بود. بر این باورم که در رگهای من به جای خون، رودخانه‌ای از طلا جاری است و تک‌تک سلول‌های وجود من از الماس ساخته شده‌اند. من خودم را بسیار گرانبها می‌دانم و بر این اعتقادم که اگر یکی از پولدارهای دنیا به نیویورک بیاید و بخواهد از فروشگاهی خرید کند، حتماً باید این خرید از فروشگاه من صورت گیرد. یک سفارش چهار صد هزار دلاری، حداقل خریدی است که من از مشتریانم انتظار دارم و مشتریان من نیز خوب می‌دانند چه موقع از من، باز کردن درب فروشگاه را تقاضا کنند. فروشگاه بیژن هر چند به صورت شبانه‌روزی فعال است اما درب آن فقط به روی مشتریان خاصی باز می‌شود. دیوارهای سفید این فروشگاه هر هفته رنگ می‌شوند.
آیا ثروت پدری در موفقیت شما تاثیری داشته است ؟
بیژن : الان که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم بیشتر از ثروت پدر، خلاقیت، نوآوری و خوداتکایی خودم را در این جایگاه قرارداده است.
به هر حال ثروت پاکزادی‌ها را خیلی‌های دیگر هم داشتند اما پسر هیچکدام از آنها بیژن نشد. اکنون من درموسساتم کارمندان ثروتمند را استخدام نمی‌کنم، بلکه شبانه‌روز در جست‌وجوی افراد خلاق و توانمند هستم. تجربه به من ثابت نموده است که این افراد در کمترین زمان قابل تصور، ثروت و مکنت را به دست خواهند آورد و می‌توانند شرایط رفتاری و ذهنی لازم، برای برخورد با پولدارترین‌های روی زمین را پیدا کنند. ‌ جدیدترین ایده وخلاقانه‌ترین محصولی که عرضه کرده‌ای چیست ؟
بیژن : یک ضرب‌المثل فارسی به خاطر دارم که می‌گوید: زندگی پیچ وخم زیادی دارد. من هم یک عطر پرپیچ وخم با بهترین و الهام‌بخش‌ترین رایحه‌های عالم ساخته‌ام به نام "
Bijan with a Twist " می‌توان آن را "بیژن پرپیچ وخم" ترجمه کرد. طراحی شکل ظاهری شیشه عطر و از همه مهم‌تر بوی دل‌انگیز، هیجان‌آور و آرام‌بخش این عطر که می‌توانم به جرات بگویم معجونی از رایحه‌های متضاد اما خواستنی است، باعث شده تا من "بیژن پر پیچ و خم" را از همه‌ی محصولاتم بیشتر دوست بدارم.
برای ایرانیانی که علاقه مندند، مانند تو در دریای ثروت شنا کنند، چه پیامی داری ؟
بیژن: اول باید لیاقت و شایستگی حفظ، نگهداری و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ایجاد نمایید. پول و به تبع آن خریداران پولدار، وطن و ملیت خاصی ندارند. ثروت باعث می‌شود که آنها به راحتی به امن‌ترین، مطمئن‌ترین و آرام‌ترین نقطه کره‌زمین کوچ کنند. بنابراین اگر به پول بی‌احترامی کنید، برای آن خط و نشان بکشید، شرط و شروط برایش تعیین کنید، به پول توهین کنید و آن را در جای نامناسب و برای خرید آشغال خرج کنید، خب طبیعی است که با اینکار بی‌لیاقتی خود را درحفظ پول ثابت نموده و پول و ثروت سراغ شما نمی‌آید! نباید هم بیاید. اصلاً چرا باید ثروت سراغ کسی برود که قصد نابودی‌اش را دارد! کدام پدیده عالم را سراغ دارید چنین باشد که پول دومی‌اش باشد؟
آدم‌های پولدار دوست ندارند همه ثروتشان را صرف کمک به دیگران کنند. خیلی از آنها مایلند با ثروتی که به دست آورده‌اند، از زندگی لذت ببرند. آنها می‌خواهند با ثروت خود بهترین‌ها را بخرند. بهترین احترام را دریافت کنند. با مودب‌ترین یا تمیزترین و با تیزهوش‌ترین انسان‌ها دم‌خور باشند. خوب طبیعی است اینجا همان جایی است که "بیژن" ‌و همه آدمهایی که علاقه‌مندند مانند او در دریای ثزوت شنا کنند، وارد عمل شوند. به خاطر دارم روزی یکی از میلیونرهای آفریقایی برای خرید به قصر فروشگاهی من در نیویورک آمد. او در فضای آرام و دلنشینی که من، حساب شده در تمام فروشگاه ایجاد کرده‌ام، قدم زد و با شوق وصف‌ناپذیری اجناس داخل فروشگاه را بازدید نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروی پله‌ها و فرش‌های نفیس استفراغ کرد. خدمتکاران وکارکنان فروشگاه بلافاصله چهره درهم کشیدند و خواستند واکنش نشان دهند که با نگاهی سریع به همه آنها گفتم که حق ندارند چنین کنند. وقتی بازدید تمام شد و آن میلیونر با یک خرید ٢٠٠ هزار دلاری از فروشگاه خارج شد، از خدمتکاران خواستم راه‌پله و فرش‌ها را تمیز کنند. به آنها گفتم که مشتری وقتی وارد مغازه میشود، درحقیقت صاحب آن است، چرا که بالقوه می‌تواند هر کالایی را بخرد. این حق مشتری است و باید به این حق او احترام گذاشت.
آیا از زندگی لذت می‌برید؟
بیژن : چرا نه؟ اگر لذت نبرم چه کنم؟ زندگی من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوری که میخواهم احساس کنم. چرا نباید چنین کنم ؟
ممکن است یک نمونه از شیوه تبلیغات خود را بیان کنی ؟
بیژن: یکی از آخرین تبلیغات من اینطور آغاز می‌شود: یکی بود یکی نبود، در سرزمینی دور مرد جوانی زندگی می‌کرد که به کیفیت عشق می ورزید.

آخرین پیام شما برای خوانندگان موفقیت در ایران چیست ؟
بیژن: درست است که کارخانجات و مغاره‌های من در اروپا، آمریکا و نیویورک است، اما می‌توانید برای دیدن محصولات بیژن، بدون هیچ محدودیتی، مستقیماً از داخل منزل وارد فروشگاه اینترنتی بیژن (
http:/ www.bijan.com ) شوید و آخرین محصولات بیژن را آنجا ببینید. دوست دارم با شما صحبت کنم و نظرتان را در مورد محصولات خودم بیشتر بدانم.

[ دوشنبه 2 اردیبهشت1392 ] [ 18:47 ] [ محسن طاهری ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

کایزن را بشناسیم:

کایزن اصطلاحی ژاپنی و به معنای تغییر به سمت بهتر شدن یا بهبود مستمر و تدریجی است . در واقع کایزن بر این فلسفه استوار است که برای ایجاد بهبود در سازمان ها لازم نیست به دنبال تغییرات انفجاری یا ناگهانی باشیم ، بلکه هر نوع بهبود یا اصلاح به شرط آن که پیوسته و مداوم باشد- ارتقای بهره وری را در سازمان به ارمغان می آورد .

دسته اصلی ، ایجاد بهبود و نگهداری بهبود تقسیم می شود . از آنجا که مدیران سطوح بالاتر سازمان باید همواره بخش اعظم وقت خود را صرف بهبود سازمان نمایند و امور جاری را ، که جنبه ی نگهداری دارند ، به سطوح پایین تر واگذار نمایند ، بنابراین ، از نگاه کایزن کارکنان یک سازمان همواره باید به بهبود توجه داشته و برای نگهداری دستاوردهای آن در سازمان کوشش کنند .

اجرای کایزن در سیزده مرحله خلاصه می شود . این مرحله به ترتیب عبارت اند از:

انتخاب ناحیه نمونه

      ایجاد گروه بهبود و سازمان دهی آن

      گرد آوری داده های آماری

   آشنا نمودن افراد با مفاهیم و ابزارهای بهبود

      آغاز نمودن نظام آراستگی

      شناسایی موارد اتلاف

      تحلیل علل رویداد اتلاف در ناحیه و پیدا کردن راه حل های گروهی

      انتخاب راه حل های عملی

     انجام تغییرات فیزیکی در ناحیه نمونه

      استاندارد کردن بهبود انجام گرفته

      اعلام نتایج به سایر همکاران

      ارزیابی نتایج

      پیداکردن مشکل بعدی

 

اصول مدیریت در کایزن:

نگویید چرا این کار انجام نمی شود فکر کنید چگونه می توانید آن را انجام دهید؟

به جای نگرانی در مورد مشکل ایجاد شده برای حل آن اقدام کنید.

از وضعیت موجود راضی نبوده و به فکر بهبود باشید .

اگر اشتباه کردید ، فورا آن را رفع کنید .

اگر 60 درصد از تحقق هدف اطمینان دارید ، دست به کار شوید .

برای پی بردن به ریشه ی مشکلات پنج بار بپرسید : چرا ؟

به دنبال محل واقعی خطا رفته و سعی نکنید مشکلات را از دفتر خود حل کنید .

برای حل مشکلات از داده های کمی و به روز استفاده کنید .

برای حل مشکلات به جای استفاده از هزینه ، از خود و همکاران استفاده کنید .

به فکر نکات ریز باشید ، چرا که ریشه ی بسیاری از مشکلات در آن هاست .

حمایت مدیران ارشد باید مشهود و ملموس باشد .

از واگذاری اختیار به زیر دستان ابا نکنید .

هیچگاه به دنبال مقصر نبوده و عجول عمل نکنید .

مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است .

مدیریت ارشد باید با لایه های پایین تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد .

از الگو های چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شکوفا شدن انسان ها استفاده کنید .

تنها فعالیت هایی را انجام دهید که برای سازمان ارزش افزوده ایجاد می کنند .

بر اساس الگوهای کار گروهی مسائل محیط کار را حل کنید .

حذف ( مودا ) فرآیندی پایان ناپذیر است . از این کار خسته نشوید .

 

مودا از نگاه ژاپنی ها به هر فعالیتی اطلاق می شود که برای سازمان ایجاد هزینه می کند ، ولی ارزش افزوده تولید نمی کند و مشتری تمایلی به پرداخت پول برای این فعالیت ندارد . این فعالیت می تواند تلاش برای صدور گواهی نامه ی پایان دوره آموزشی باشد که از نگاه عرضه کننده لازم و اجتناب ناپذیر است ، اما از نگاه مصرف کننده تنها چیزی که اهمیت دارد مجوزی است که در پایان این فعالیت ها ارائه می شود . بررسی های انجام شده در شرکت ها ی برتر دنیا نشان می دهد ، تنها یک فعالیت از دویست فعالیت ان ها تولید ارزش افزوده می کند.

 


موضوعات مرتبط: پرستاری
[ دوشنبه 2 اردیبهشت1392 ] [ 18:41 ] [ محسن طاهری ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

هوالشکور

 

یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.

 

یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

 

یادمان باشد که: آنها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.

 

یادمان باشد که: لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

 

یادمان باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.

 

یادمان باشد که: به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

 

یادمان باشد که: با یک نگاه هم ممکن است دل‌های نازک بشکنند.

 

یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.

 

یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

 

یادمان باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

 

یادمان باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.

 

یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ دوشنبه 2 اردیبهشت1392 ] [ 18:39 ] [ محسن طاهری ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

هوالغفور

این دیوانگیست ...
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم
که همه رویاهای خود را تنها ب
ه خاطر اینکه
یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم
این دیوانگیست ...
که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم به خاطر اینکه
در زندگی با شکست مواجه شده‌ایم
که از تلاش و کوشش دست بکشیم به خاطر اینکه
یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است
این دیوانگیست ...
که همه دستهایی را که برای دوستی به سوی ما دراز می‌شوند به خاطر اینکه
یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم
که هیچ عشقی را باور نکنیم به خاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است
این دیوانگیست ...
که همه شانس‌ها را لگدمال کنیم به خاطر اینکه
در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم
به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی‌ها نشویم
و به یاد داشته باشیم که همیشه
شانس های دیگری هم هستند
دوستی‌های دیگری هم هستند
عشق‌های دیگری هم هستند
نیروهای دیگری هم هستند
و افق‌های بهتری هم هستند
تنها باید قوی و پر استقامت باشیم
و همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ دوشنبه 2 اردیبهشت1392 ] [ 18:36 ] [ محسن طاهری ]
درباره وبلاگ

هو الشافی
نفس که میکشیم حس بودن و زندگی کردن به ما روحیه می بخشد،تپش و ضربان منظم قلبت در هر ثانیه فریاد می زند تو زنده ای،سالمی،پس شکر گذار شافی همیشگی باش و زندگی کن...
وبلاگ انجمن علمی پرستاری و مامایی "تپش" توسط دانشجویان انجمن علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکردراه اندازی شده است.
هدف از ساخت این وبلاگ معرفی انجمن علمی"تپش"به تمامی دوستداران سلامت می باشد،در این وب سعی ما براین است که شما علاقه مندان به دنیای علم را با آخرین دست آوردهای پزشکی و سلامت آشنا کنیم،مصاحبه با اساتید دانشکده و آزمایشگاه،مصاحبه با دانشجویان موفق، نوآواری در ارائه ی مطالب علمی و مطلع ساختن شما کاربران عزیز از فعالیت های انجمن نیز از دیگر اهداف ما می باشد.
همراهی شما باعث پیشرفت ماست...و آرزوی ما سلامتی شماست...


باتشکرفراوان"انجمن علمی تپش"
امکانات وب